بانک اطلاعاتی نرم افزار،سخت افزار،شبکه و برنامه نویسی

سفره هفت سین ما شش سین دارد.ساک خاکی ات کجاست؟

درد دل با شهدا

سالها بود نگاه منتظرم لب پنجره نشسته بود و چشم بر در . دری که چند سال پیش وقتی از آن بیرون می رفتی گفتی :(( منتظر بمانید بر می گردم )) ولی بعد از آن روز هیچ وقت این در ، این کوچه و این جاده لبخند تو را ندید و صدای پای تو را نشنید . قرار بود قبل از عید بیایی ، قبل از اینکه سال تحویل شود و ساک خاکی ات سین هفتم این هفت سین باشد یادت هست ؟

قرار بود بیایی تا مادر دوباره دور سرت بچرخد . تا دوباره کوچه بوی اسپند بگیرد و پدر غرور مردانه اش را زیر باران اشک ها پنهان کند تا دوباره مادر در را باز کند و تو پشت در پنهان شوی و برای سادگی اش بخندی درست مثل بچگی هایت دور حوض آبی حیاط چرخ بزنی و با ماهی قرمزها بازی کنی ، اما این بار نه از خنده هایت خبری بود و نه از شوخی هایت و نه از ساک خاکی ات که قرار بود سین هفتم سفره ی هفت سینمان باشد . این بار تو بودی چند پاره استخوان و یک پلاک . پلاکی که شبهای جمعه همسفر اشکهایت بود . حالا می فهمم چرا دیشب شانه های کو چهی تنگ محله می لرزید و بید مجنون تر از همیشه بود . خودت بگو . از این به بعد مادر ت برای چه کسی اسپند دود کند؟ نیامدی و ما را با پشتی خمیده و غروری شکسته تنها گذاشتی .

به مادرت چه بگویند وقتی می خواهد دور سرت بچرخد؟ چه بگویند وقتی صدایت می زند و جوابی نمی شنود؟ بگویند دست باد پاییزی برگ دیگری را از شاخه جدا کرد ؟ اگر گفت (( برگ من سبز بود، اصلا اگر گفت حالا که پاییز نیست چه ؟ جواب این همه بی تابی مادرت را که می دهد؟

عقربه های ساعت لحظه به لحظه به تحویل سال نزدیک تر می شوند .سبزه، سنبل، سیب ، سیر ، سماق، سنجد و... سال دارد تحویل می شود ولی سفره هفت سین ما فقط شش سین دارد

ساک خاکی ات کجاست؟

منبع : پلاک ، شهادت

+ داود محمدی علی آبادی ; ٩:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()